دیدگاهی دیگر به فرهنگ و دین
*این متن از mahmoodzade.com/culture توسط ai به فارسی تبدیل شده و دقیق و روان نیست! ترجیحا متن انگلیسی را مطالعه بفرمایید
از نگاه من، فرهنگ چیزی است که از بیشتر مسائل زندگیمان اهمیت بیشتری دارد؛
حتی از خود ما.
شاید گونهی انسانی از تکتک ما مهمتر باشد و فرهنگ هم بخشی از آن باشد،
اما من فرهنگ را حتی از خودم مهمتر میبینم.
فرهنگ چیست؟
باکتریها فقط تولیدمثل میکنند و کمکم (با تکامل، شانس و غیره) در بقا یا حمله بهتر میشوند.
این همان روند سادهی تکامل است.
اما چیزی فراتر از این وجود دارد: پلاسمید.
وقتی باکتریها در شرایط سخت قرار میگیرند، تلاش میکنند با ساختن پروتئینهای جدید و تغییراتی دیگر خودشان را تطبیق دهند.
ناگهان یکی از باکتریها راهحلی پیدا میکند که میتواند زنده بماند و در آن شرایط خاص بهتر تولیدمثل کند.
این همان اتفاقی است که به تکامل سرعت میدهد و باعث میشود یک گونه سریعتر سازگار شود.
اما نکته جالب اینجاست: آن باکتری این راهحل را برای خودش نگه نمیدارد.
(در حالی که ما انسانها، وقتی به یک ایده یا موفقیتی میرسیم، اولین چیزی که به ذهنمان میآید این است:
چطور این را مخفی کنم؟ چطور کاری کنم که دیگران از آن استفاده نکنند؟
این ممکن است یک ایدهی عالی، یک کسبوکار، یا حتی یک برنامه باشد.)
اما اغلب، باکتریها این موفقیت را فرصتی برای شکست دادن دیگر همنوعانشان نمیبینند.
بلکه آن را فرصتی برای پیشرفت کل گونه میدانند.
به همین دلیل، از طریق انتقال افقی ژن با پلاسمید، این اطلاعات را به اشتراک میگذارند.
آنها راه بقا را به دیگران نشان میدهند.
برای آنها، پیشرفت کل گونهشان یک پیروزی است، نه شکست دیگران.
به همین دلیل پیشرفت میکنند. به همین دلیل دوام میآورند.
شاید اگر این اطلاعات را به اشتراک نمیگذاشتند و میگذاشتند دیگر باکتریها بمیرند، غذای بیشتری برای خودشان پیدا میکردند یا جای بهتری برای رشد داشتند.
اما آنها خودخواهی نمیکنند.
(حتی حیوانات هم گاهی از خودگذشتگی نشان میدهند.)
در ژنهای ما هم ازخودگذشتگی وجود دارد.
ما ذاتاً تمایل داریم به همنوعان خود کمک کنیم، حتی به قیمت جانمان.
اما مفاهیمی مثل نظام اقتصادی باعث شدهاند ما به انسانهای خودخواهی تبدیل شویم.
ما دیگر هزینهها و آسیبهایی که به زندگی دیگران و جهان وارد میکنیم را نمیبینیم.
وقتی این آسیبها وارد معادلات سیاسی و اقتصادی نمیشوند، افراد خودخواه برنده میشوند.
بعد از مدتی، این افراد به عنوان برندگان شناخته میشوند و دیگران هم خودخواه بودن را یک فضیلت اخلاقی میدانند.
کمکم این خودخواهی مثل یک پلاسمید پخش میشود و مردم روزبهروز بیشتر به آن آلوده میشوند.
من پلاسمید را دست راست تکامل باکتریها میدانم.
(هرچند نمیخواهم نظریهی “میم” ریچارد داوکینز را بپذیرم؛
این نظریه میگوید فرهنگها و ایدهها مثل ویروسها ما را به عنوان بستری برای رشد استفاده میکنند، پیشرفت میکنند و گسترش مییابند.
جنگهای صلیبی، به زعم او، میان مسیحیان و مسلمانان نبود؛ بلکه میان مسیحیت و اسلام بود.
ما فقط بستری برای رشد این ایدهها بودیم. اما این تئوری، هرچند جالب است، به نظرم حقیقت مطلق نیست.)
من فرهنگ را محصول جانبیِ بیمعنیِ داشتن مغز بزرگ نمیبینم.
من فرهنگ را شکلی از تکامل میدانم.
برای من، فرهنگ مثل پلاسمید در گونهی ما عمل میکند: ابزاری برای تکاملی سریعتر.
شاید در دنیای امروزی که سرعت زندگی بسیار بالا رفته، فرهنگ دیگر مثل گذشته اهمیت نداشته باشد،
اما هنوز وجود دارد، هنوز مؤثر است.
البته، مثل هر ابزار دیگری، ممکن است از آن سوءاستفاده شود یا باعث آسیب شود.
مثل عبارت “نشستن کوتولهها بر شانههای غولها” که در نامهی معروف نیوتن آمده:
“اگر من دورتر از دیگران را دیدهام، به دلیل ایستادن بر شانههای غولها بوده است.”
به نظر من، ابزار اصلی انسانیت این است که روی شانههای غولها بایستد، پیشرفت کند و خلقهای جدیدتری انجام دهد.
اما این جمله فقط دربارهی علم نیست.
بلکه دربارهی علم، ایدهها، فرهنگ و احساسات است.
حتی اگر پیشینیان ما اشتباه کرده باشند، تماماً در اشتباه نبودند.
برای همین من اینجا هستم: برای خلق دنیای جدید.
من اینجا هستم تا هرچه میتوانم به زندگی اضافه کنم؛ نه برای خودم، بلکه برای ما.
ما باید تلاش کنیم زندگی دیگران را از طریق کسبوکارها و دیگر ابزارها بهتر کنیم،
و همزمان باید پلاسمیدهای خود را تا حد ممکن به اشتراک بگذاریم.
Crealre new Universe
محمدمهدی محمودزاده دربندی